پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ
دوباره مرابپذیر
اعتیادفقط نشانه ای ازبحران عدم ارتباطی است...

چه چیزی باعث میشودکه افرادموادمصرف کنندویابه هروئین اعتیادپیداکنند؟شایداین سوال احمقانه به نظربرسد،همه ی مامیدانیم وبه طورکامل مشخص هست که هروئین باعث اعتیاد می شوداگرفردی ٢٠روزهرویین مصرف کندروز٣١به خاطرقلاب های شیمیایی که درهروئین وجودداردبه شدت به آن احساس نیاز می کند. امااینجا یک نکته وجود داردتقریباهمه ی چیزهایی که مادرمورداعتیادمی دانیم اشتباه است،برای مثال اگراستخوان لگن شمابشکند،به بیمارستان منتقل شویدوبرای چندهفته ویاچندماه مقادیرزیادی دیومرفین به شماتزریق کنند، دیومرفین همان هروئین است درواقع قویترین هروئین که درخیابان هم نمی توانید آن را پیدا کنیدچون باموادی که مخلوط کننده های مواد مخدر مخلوط می کنند،مخلوط نشده است دراطراف شماافرادزیادی هستند که مقادیرزیادی هروئین خالص مصرف می کنند پس بایدتعدادزیادی درآنهامصرف کننده شوند، امااین مسئله به دقت موردمطالعه قرارگرفته وهرگزچنین اتفاقی نمی افتد.
تئوری رایج مادرمورداعتیادازیک سری آزمایشات رایج که ازاوایل قرن بیستم انجام شده اندشکل گرفته است،آزمایش خیلی ساده است شمایک موش رادر قفس بادوبطری آب قرارمی دهیدیک بطری فقط آب وبطری دیگرآب به همراه هروئین یاکوکائین تقریبا هرزمانی این آزمایش راانجام دهیدموش بطری راانتخاب می کند که باموادمخدرترکیب شده است وآنقدر از آن می خوردتابمیرد.امادرسال ١٩٧٠میلادی یک روانشناس به نام بورس الکساندربه نکته ی عجیبی دراین آزمایش پی برد، موش هادرقفس تنهابودندآنهاهیچ راهی به جزرفتن به سراغ موادمخدرنداشتند.الکساندرفکرکردچه اتفاقی می افتداگرآزمایش رابه صورت دیگری انجام دهدبنابراین اوبرای موش هایک پارک ساخت به صورتی که آنجایک بهشت برای آنهامحسوب می شد، قصری باشکوه که موش هاهمه چیزدرآنجابرای بازی ، سرگرم شدن ودوست داشتند، هرچیزی که یک موش برای زندگی کردن به آن احتیاج داردوهمچنین دوبطری آب یکی آب معمولی ودیگری آب همراه باموادمخدرنکته ی شگفت انگیزاینجابودکه درپارک موش هاآنهاحتی اگرمجبورمی شدندهم آب مخدرنمی خوردنداماممکن است این رفتارعجیب فقط برای موش هاباشد.
درسته خوشبختانه آزمایشی هم برای انسان هاوجودداردجنگ ویتنام ، ٢٠درصدازسربازان آمریکایی که درجنگ ویتنام شرکت کردندبه هرویین معتادبودندمردم آمریکاازاین می ترسیدندکه هنگامی که این سربازان به کشوربرگردندصدهاهزارمصرف کننده به خیابان هاسرازیرشونداماآزمایشی که بعداز بازگشت سربازان به خانه انجام شدنتیجه ی شگفت انگیزی داشت آنهابه مرکزترک اعتیادنرفتندحتی علایم ترک ناگهانی هروئین رانیزنداشتند، بیشترسربازان بارسیدن به خانه هایشان اعتیادراکنارگذاشتند.

اگرشمابه تئوری قدیمی اعتیادراباورداریدکاملامنطقی هست چراکه اگرشماهم مجبوربشویدبه جنگی ترسناک درکشوری خارجی جایی که قصدرفتن به آن راهرگزنداشتیدوهرلحظه ممکن است کسی رابکشیدویاکشته شویدبرویدمصرف هرویین بهترین کاری است که می توانیدانجام دهید، امااگربه خانه برگردیدودرکنارخانواده ودوستانتان باشیدمثل این هست که ازقفس بیرون آمده وبه پارک انسانی رفته ایدمابایدبه اعتیادبه طوردیگری نگاه کنیم انسان هابه طورطبیعی به ارتباط وهمبستگی نیازدارند.هنگامی که خوشحال وسلامت هستیم به طورمعمول به اطرافیانمان پیوندهای عاطفی برقرارکرده وهنگامی که به دلیل آسیب های روانی، دورماندن ازاجتماع یاسختی های زندگی قادربه این کارنباشیم باچیزهای دیگری که به مااحساس آرامشی می دهدارتباط برقرارمی کنیم .این چیزهامی توانندچک کردن دائمی گوشی همراه ، بازی های کامپیوتری ، شبکه های اجتماعی ، غمارکردن ویاحتی مصرف کوکائین باشد.
ماانسان هابه خاطر طبیعت وجودیمان بایستی حتماباچیزی پیوندوارتباط برقرارکنیم وراه خلاص شدن از پیوندهای ناسالم ایجادپیوندهای سالم باکسی است که دوستشان داریم ومی خواهیم باآنهاباشیم. اعتیادفقط نشانه ای از بحران عدم ارتباطی است که دراطراف مادرجریان می باشد، همه ی ماآن رااحساس می کنیم. ازسال ۱۹۵۰تعداددوستان صمیمی هرفردآمریکایی به طورپیوسته درحال کاهش ، هم زمان فضای بیشتربه جای دوستان وانتخاب کالاولوازم به جای ارتباط .
جنگ موادمخدرکه حدودیک قرن ازآن می گذردهمه چیزرابدترکرده است ، به جای کمک به معتادان برای بهبودی وبرگشت آنهابه زندگی عادی ماآنهاراازجامعه طردکرده وپیداکردن شغل وثبات رابرای آنهامشکل می کنیم .واگرفردمصرف کننده راباموادمخدردستگیرکنیم حمایت وامتیازاتمان راازاوسلب کرده اورابه زندان می اندازیم که دقیقا مثل همان قفس هست .
ماافرادی که درموقعیت بدی قراردارندرادرموقعیتی که احساس بدتری کنندقرارمی دهیم وازآنهابه خاطربهبودنیافتن متنفرهستیم ودرآخربایدگفت درمدت زیادی که به نجات تنهایک فردازاعتیادصحبت کردیم امااکنون بایدازنجات یک جامعه صحبت کنیم .زیرابه عنوان یک گروه دراجتماعیم ، مابایدجامعه ای هرچه بیشترشبیح آن پارک موش هاوکمترشبیح به قفس های انفرادی بسازیم ، بایدشیوه ی زندگی نادرستمان راتغییردهیم ودوباره یکدیگرراکشف کنیم متضاداعتیادهوشیاری نیست بلکه ارتباط وپیوندهست .
تئوری رایج مادرمورداعتیادازیک سری آزمایشات رایج که ازاوایل قرن بیستم انجام شده اندشکل گرفته است،آزمایش خیلی ساده است شمایک موش رادر قفس بادوبطری آب قرارمی دهیدیک بطری فقط آب وبطری دیگرآب به همراه هروئین یاکوکائین تقریبا هرزمانی این آزمایش راانجام دهیدموش بطری راانتخاب می کند که باموادمخدرترکیب شده است وآنقدر از آن می خوردتابمیرد.امادرسال ١٩٧٠میلادی یک روانشناس به نام بورس الکساندربه نکته ی عجیبی دراین آزمایش پی برد، موش هادرقفس تنهابودندآنهاهیچ راهی به جزرفتن به سراغ موادمخدرنداشتند.الکساندرفکرکردچه اتفاقی می افتداگرآزمایش رابه صورت دیگری انجام دهدبنابراین اوبرای موش هایک پارک ساخت به صورتی که آنجایک بهشت برای آنهامحسوب می شد، قصری باشکوه که موش هاهمه چیزدرآنجابرای بازی ، سرگرم شدن ودوست داشتند، هرچیزی که یک موش برای زندگی کردن به آن احتیاج داردوهمچنین دوبطری آب یکی آب معمولی ودیگری آب همراه باموادمخدرنکته ی شگفت انگیزاینجابودکه درپارک موش هاآنهاحتی اگرمجبورمی شدندهم آب مخدرنمی خوردنداماممکن است این رفتارعجیب فقط برای موش هاباشد.
درسته خوشبختانه آزمایشی هم برای انسان هاوجودداردجنگ ویتنام ، ٢٠درصدازسربازان آمریکایی که درجنگ ویتنام شرکت کردندبه هرویین معتادبودندمردم آمریکاازاین می ترسیدندکه هنگامی که این سربازان به کشوربرگردندصدهاهزارمصرف کننده به خیابان هاسرازیرشونداماآزمایشی که بعداز بازگشت سربازان به خانه انجام شدنتیجه ی شگفت انگیزی داشت آنهابه مرکزترک اعتیادنرفتندحتی علایم ترک ناگهانی هروئین رانیزنداشتند، بیشترسربازان بارسیدن به خانه هایشان اعتیادراکنارگذاشتند.

ماانسان هابه خاطر طبیعت وجودیمان بایستی حتماباچیزی پیوندوارتباط برقرارکنیم وراه خلاص شدن از پیوندهای ناسالم ایجادپیوندهای سالم باکسی است که دوستشان داریم ومی خواهیم باآنهاباشیم. اعتیادفقط نشانه ای از بحران عدم ارتباطی است که دراطراف مادرجریان می باشد، همه ی ماآن رااحساس می کنیم. ازسال ۱۹۵۰تعداددوستان صمیمی هرفردآمریکایی به طورپیوسته درحال کاهش ، هم زمان فضای بیشتربه جای دوستان وانتخاب کالاولوازم به جای ارتباط .
جنگ موادمخدرکه حدودیک قرن ازآن می گذردهمه چیزرابدترکرده است ، به جای کمک به معتادان برای بهبودی وبرگشت آنهابه زندگی عادی ماآنهاراازجامعه طردکرده وپیداکردن شغل وثبات رابرای آنهامشکل می کنیم .واگرفردمصرف کننده راباموادمخدردستگیرکنیم حمایت وامتیازاتمان راازاوسلب کرده اورابه زندان می اندازیم که دقیقا مثل همان قفس هست .
ماافرادی که درموقعیت بدی قراردارندرادرموقعیتی که احساس بدتری کنندقرارمی دهیم وازآنهابه خاطربهبودنیافتن متنفرهستیم ودرآخربایدگفت درمدت زیادی که به نجات تنهایک فردازاعتیادصحبت کردیم امااکنون بایدازنجات یک جامعه صحبت کنیم .زیرابه عنوان یک گروه دراجتماعیم ، مابایدجامعه ای هرچه بیشترشبیح آن پارک موش هاوکمترشبیح به قفس های انفرادی بسازیم ، بایدشیوه ی زندگی نادرستمان راتغییردهیم ودوباره یکدیگرراکشف کنیم متضاداعتیادهوشیاری نیست بلکه ارتباط وپیوندهست .
۹۶/۰۵/۱۲