سومین سال رهایی دانشپذیرحسن
به نام خالق بی همتا
درروزیکشنبه مورخ 1396/10/17جشن باشکوهی به مناسبت سومین سال رهایی دانشپذیر حسن به راهنمایی جناب آقای همدانی درشعبه ی والفجر برگزارگردید.

اعضای جمعیت طلوع رهایی رستا این جشن زیبارابه دانشپذیرحسن وخانواده ی گرامیشان تبریک عرض میکنند.




اگر بخواهم از زمان گذشته بگویم من تیپرم رادرست انجام نمیدادم وهمیشه راستش رابه راهنمای خودم نمیگفتم هیچ وقت به حرف گوش نمیدادم .یادم می آیدیک روز چندین ماده ی مصرفیم را(از جمله تریاک -شیره - شیشه-کراک-حشیش-قرص-شربت تریاک)مصرف کردم ورفتم دفتر مرکزی وآنقدرحالم بدبودکه از دست افرادآنجافرارکردم ودریک ساختمان مخروبه قایم شدم وزنگ زدم به راهنمایم واگر ایشان نیامده بودشایدآن روززنده نمیماندم .
همه ی اینهابه خاطراین بودکه خودخواه ومغروربودم وبه حرف هیچ کس گوش نمیدادم خودم راازهمه سرترمیدانستم درصورتی که هیچ چیزنبودم .موادمخدرهیج کس رانمیشناسدباسوادیابی سوادپولداریابی پول خداراشکرمیکنم که باجمعیت آشناشدم باجمعیتی که واقعاعاشقند.الان موادمخدررافراموش کرده ام ودارم روی خودم کارمیکنم وخودم رامیشناسم .
برای خودشناسی بایدسه مرحله راطی کرد:
1-طریقت:طریقت یعنی راه یعنی 13کلیدرهایی یعنی چگونه مسیرراطی کنیم.
2-شریعت:یعنی آگاهی نسبت به کاری که انجام میدهی آگاهی نسبت به 13 کلیدرهایی.
3-حقیقت: عملکردواجراکردن دانستنی هاوکلیدهای رهایی تابرسیم به معنویت .
مادراثرنداشتن آگاهی وشئورانسانی مصرف کننده شدیم مصرف نکردن موادکاری نداردپایدارماندن دراین رهایی مهم است.من الان که دراین جایگاه قراردارم به خاطرکارکردن روز 13کلیدرهایی این جایگاه راتجربه میکنم.
درگذشته حال خیلی بدی داشتم اماخداراشکرمیکنم که الان دراین جایگاه هستم .من محبت به خانواده واحترام به دیگران رااز راهنمای خودم یادگرفتم.درمقطع دوسال ونیم رهایی عودمجدد کردم وآنقدرحالم بدبودکه میخواستم کلا به گروه درمانی نیایم اما حمایت های جنای آقای حبیبی من رانجات داد .آن رهایی من رهایی سالمی نبودواز خوردن یک قرص کدئین شروع شد وبه خاطراینکه این رابه راهنمایم نگفتم باعث شدحالم هرروز بدترشودودرآن مقطع عودکنم .مراقب رهایی خودباشید که اگر برگشت بزنید افتادن دوباره درمسیرکارخیلی سختی است.
