دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ق.ظ
جشنی باشکوه به مناسبت دومین سال رهایی دانشپذیرایمان
به نام خالق بی همتا
درروز یکشنبه مورخ 1396/12/06جشن باشکوهی به مناسبت دومین سال رهایی دانشپذیرایمان به راهنمایی آقای مصطفی عظیمی درشعبه ی والفجر برگزارگردید.

اعضای جمعیت طلوع رهایی رستااین جشن زیبارابه دانشپذیرایمان وخانواده ی محترمشان تبریک عرض میکنند.


برای مشاهده ی تصاویربیشتراینجاکلیک کنید
خلاصه ای از صحبت های دانشپذیرایمان دراین روز...


من به وسیله ی یک اعلامیه تبلیغاتی از جمعیت وارداین گروه درمانی شدم ٬تمام کسانی که به بنده ودیگران خدمت میکنندمشخص هستندولی من نمی دانم کسی که آن برگه ی تبلیغاتی راچسباندچه کسی بودواگر بدانم که آن فردچه کسی هست دستش رامیبوسم .
از آقای عظیمی راهنمای خوبم تشکرمیکنم برای من زحمت زیادی کشیده اندیادم هست درمقطع سه ماه رهایی بودم وجشن رهایی ام ٬باخودم گفتم اگرمقداری موادمصرف کنم کسی متوجه نمیشودوآن روزاز من کیت گرفته شدوکیتم مثبت درآمدوجشن رهایی من به هم خورد .گذشت وجرقه ای درذهنم زده شدوبه جایی رسیدم که باخودم گفتم دیگربس است تاکجامی خواهم پیش بروم.
فردمصرف کننده به واسطه ی اعتیادش پیش دیگران اعتبارخودراازدست میدهدیادم هست که منزل هرکدام از اقوام که میرفتم از ترس اینکه وسایلشان رابرندارم همه چیز راقایم میکردند ولی من هرگزبه خاطرتهیه ی پول مواددزدی نکرده بودم.
از جناب آقای حبیبی وراهنمای خانواده خانم موسوی گرامی تشکرمیکنم .
از مادرم واقعا تشکرمیکنم خیلی کمکم کرد٬ایشان یک مدت به تنهایی به جمعیت می آمدندوآنقدرتغییر کرده بودواخلاقش بامن خوب شده بودکه من مشتاق شدم بدانم به کجامی رودوآمدم وخداراشکرمی کنم که باجمعیت آشناشدم .همیشه به حرف راهنمایم گوش داده ام وباایشان درتماس بوده ام .
حرفی که میخواهم بزنم به تمام دانشیارانی هست که فکرمیکننددانشپذیرشان بادیگردانشپذیران فرق میکندودرمان نمیشود٬فکرنمیکنم حال خرابتراز خودم درجمعیت دیده باشم من به خاطرحال خرابم شش ماه ممنوع المشارکت بودم ولی توانستم موفق شوم وزحمات مادرم به ثمرنشست.

از آقای عظیمی راهنمای خوبم تشکرمیکنم برای من زحمت زیادی کشیده اندیادم هست درمقطع سه ماه رهایی بودم وجشن رهایی ام ٬باخودم گفتم اگرمقداری موادمصرف کنم کسی متوجه نمیشودوآن روزاز من کیت گرفته شدوکیتم مثبت درآمدوجشن رهایی من به هم خورد .گذشت وجرقه ای درذهنم زده شدوبه جایی رسیدم که باخودم گفتم دیگربس است تاکجامی خواهم پیش بروم.
فردمصرف کننده به واسطه ی اعتیادش پیش دیگران اعتبارخودراازدست میدهدیادم هست که منزل هرکدام از اقوام که میرفتم از ترس اینکه وسایلشان رابرندارم همه چیز راقایم میکردند ولی من هرگزبه خاطرتهیه ی پول مواددزدی نکرده بودم.
از جناب آقای حبیبی وراهنمای خانواده خانم موسوی گرامی تشکرمیکنم .
از مادرم واقعا تشکرمیکنم خیلی کمکم کرد٬ایشان یک مدت به تنهایی به جمعیت می آمدندوآنقدرتغییر کرده بودواخلاقش بامن خوب شده بودکه من مشتاق شدم بدانم به کجامی رودوآمدم وخداراشکرمی کنم که باجمعیت آشناشدم .همیشه به حرف راهنمایم گوش داده ام وباایشان درتماس بوده ام .
حرفی که میخواهم بزنم به تمام دانشیارانی هست که فکرمیکننددانشپذیرشان بادیگردانشپذیران فرق میکندودرمان نمیشود٬فکرنمیکنم حال خرابتراز خودم درجمعیت دیده باشم من به خاطرحال خرابم شش ماه ممنوع المشارکت بودم ولی توانستم موفق شوم وزحمات مادرم به ثمرنشست.

۹۶/۱۲/۰۷